تبليغاتX
محمود بهشتی لنگرودی
با وجود پديده معلمان ساعتي و حق التدريس، تعطيل پنج شنبه‌ها براي مقاطع راهنمايي و دبيرستان، دستاوردي جز بيكاري اجباري و بي‌حقوقي مضاعف آموزگاران حق التدريس را به دنبال ندارد.
ايلنا: تعطيل مدارس در روز پنج شنبه كه چندي پيش مورد تاكيد وزير آموزش و پرورش قرار گرفت، به اعتقاد برخي كارشناسان بدون توجه به پيامدهاي آن بوده و در اين ميان منافع معلمان مورد توجه قرار نگرفته است.

عضو كانون صنفي معلمان ايران معتقد است اجراي اين طرح دستاوردي جز بيكاري اجباري و بي حقوقي مضاعف آموزگاران حق التدريس ندارد.

مشكلات پيچيده‌تر مي‌شود

عضو كانون صنفي معلمان ايران ضمن انتقاد از حذف پنج‌شنبه‌ها از تقويم آموزشي مدارس، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي ايلنا، گفت: «تسري تعطيل پنج شنبه‌ها از مقطع دبستان به مقاطع راهنمايي و دبيرستان مشكلات آموزش و پرورش را پيچيده‌تر مي‌كند.»

"محمود بهشتي" در ادامه با تاييد استقبال تعطيل روز پنج شنبه در مدارس ابتدايي توسط فرهنگيان و خانواده‌ها گفت: «مبناي كار آموزگاران در مقطع دبستان حضور6 روز مستمر در مدرسه است و تعطيلي روز پنج شنبه مي‌تواند فضاي تنفس بيشتري براي آموزگاران و دانش آموزان اين مقطع فراهم كند.»

وي افزود: «برخلاف مقطع دبستان كه كاركرد آن بر مبناي روز كاري است در مقطع راهنمايي و دبيرستاني مبنا 24 ساعت حضور در مدرسه است.»

به اعتقاد بهشتي كاهش يك روز كاري، تنظيم ساعات تدريس را براي معلمان و اولياي مدرسه با دشواريي‌هايي روبرو مي‌كند.

سياست تعديل‏‏، فرهنگ تجاري شده

اين فعال صنفي ادامه داد: «استنباط من از تعطيل پنج شنبه‌ها در تقويم آموزشي مدارس كاهش هزينه‌هاي آموزش و پرورش در چارچوب سياست‌هاي تعديل اقتصادي است.»

بهشتي با اظهار تاسف از اين نوع نگاه به آموزش و پرورش گفت: «فرهنگ تجاري و بازرگاني شده با هدف كاهش هزينه‌ها، نظام آموزشي ما را هدف گرفته است.»

وي افزود: «تعطيل پنج شنبه‌ها براي مقاطع راهنمايي و دبيرستان با وجود پديده معلمان ساعتي و حق التدريس چيزي جز بيكاري اجباري و بي حقوقي مضاعف آموزگاران حق التدريس نيست.»

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 و ساعت 11:38 |
طی روزهای اخیر، مراسم آب پاشی چند جوان وکودک ، درپارک آب وآتش تهران قلب خیلی ها را به درد آورد وخون خیلی ها را به جوش .

رسانه های داخلی ازجمله صداوسیما این رفتار را نوعی هنجارشکنی تلقی کرده حتی اعترافات برخی بازداشت شدگان به نمایش گذاشته شد .

به عنوان یک معلم وفعال این صنف نمی توانم شگفتی خود را از رفتارانسان هایی که اتفاقاتی این گونه کوچک قلبشان را می لرزاند اما نسبت به وقایعی بسیار تاثر آور سکوت اختیار کرده اند ابراز نکنم .

از سال 85 وپس از تجمعات عدالت خواهانه ی معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی ،بلایای فراوانی بر معلمان نازل شد . معلمان در مقابل مجلس مورد ضرب وشتم قرارگرفتند .تعداد زیاد ی بعد از این تجمعات اخراج ، تبعید وزندانی شدنددرحالی که تنها گناهشان دفاع از حقوق همکاران وتاکید براجرای قانون مصوبه مجلس بوده است .اما هیچیک از این انسان های حساس ومسوول به دفاع از این قشر مظلوم برنخاست وفریادش به آسمان نرفت .

رسول بداقی و محمد داوری دومعلم زندانی هستند که از ابتدای دستگیری تا کنون حتی یک روز به مرخصی نیامده اند .ماه گذشته مادر رسول درگدشت این اتفاق دردناک می توانست بهانه ای برای آزادی یا حداقل مرخصی اوباشد اما برخلاف همه ی آن چه اخلاقیات می نامیم این اتفاق نیفتاد و او حتی از در گذشت مادر خود نیز بی اطلاع ماند .عبدالله مومنی ، علی پورسلیمان ، حسین طرقی جعفری ونبی الله باستان از دیگر معلمان زندانی هستند که علی رغم شعارهایی که در ارتباط با شان ومقام معلم در جامعه سرداده می شود کوچکترین مدارایی در حق آنان مشاهده نشده است .

تصاویر دردناک هاشم خواستار معلم  بازنشسته ی خراسانی که دست ها وپاهایش به تخت بیمارستان زنجیرشده بود می توانست قلب هر انسان بی تفاوتی را به درد آورد اما انتشار این تصاویر پاسخی جز سکوت به همراه نداشت وهیچ کس این گونه رفتارها را ناهنجارقلمدادنکرد.

اما اجرای حکم 37 ضربه شلاق برای آقای سیاوش اسلامی  ، دبیر دبیرستان های شهر ساری ، رزمنده ی سال های دفاع مقدس وعضوهیات مدیره ی کانون صنفی معلمان مازندران را می بایست اوج این گونه حرمت  شکنی ها نامید .

آیا زدن شلاق به یک معلم رزمنده آن هم با دهان روزه نباید به اندازه ی مراسم آب پاشی باعث خشم بعضی ها شود وفریاد وااسلاما یشان رابه آسمان ببرد ؟

وقتی احترام  مسوولان به ملوانان  متجاوزانگلیسی ودرعوض بی احترامی به همکاران فرهنگی را باهم مقایسه می کنم از خود می پرسم آیا روزی آن ها که باید به خود آیند بیدار خواهند شد؟

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه چهاردهم مرداد 1390 و ساعت 16:59 |

رضا حاتمی،کنشگر صنفی و عضو انجمن صنفی فرهنگیان کردستان،دیروز چهارشنبه دوازدهم مرداد در یک سانحه رانندگی جان باخت. این رویداد اندوه بار و غم انگیز را به همه ی بازماندگان و دوستان این فرهنگی ارزنده و شایسته تسلیت می گوییم. یادش گرامی و نامش بلند باد.

 در زیر پیامک تسلیت انجمن صنفی فرهنگیان کردستان را با یکدیگر می خوانیم :

"از دست رفتن رفیق همراه و مبارز،رضا حاتمی،ماتمی بزرگ و غیر قابل باور است. یاد عزیزش را گرامی می داریم."

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 و ساعت 20:13 |
سیاوش اسلامی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ساری به اتهام اخلال در امنیت کشور به دلیل شرکت در حوادث بعد از انتخابات به یک سال زندان و74 ضربه شلاق محکوم شد که در تجدید نظر این حکم به 37 ضربه شلاق تنزل یافت . وی در سی امین روز ماه شعبان و درحالی که روزه بود به دایره اجرای احکام ساری برده شد و در حرکتی حرمت شکنانه حکم مذکور در حقش جاری شد .

سیاوش حدود 24 سال سابقه خدمت دارد و بامدرک فوق لیسانس (علوم سیاسی ) در دبیرستان های شهر ساری به تدریس معارف اسلامی مشغول می باشد .

نوع برخوردهایی که نسبت به فعالان صنفی معلمان درجریان است به خوبی گواه این نکته است که برخی از مسوولان جمهوری اسلامی برخلاف ادعاها  نه تنها کوچکترین حرمتی برای جامعه ی معلمان قائل نیستند بلکه سخت گیری های بیشتری نسبت به این قشر روا می دارند که از جمله می توان به برخوردهایی که با آقایان رسول بداقی ، هاشم خواستار ، محمد داوری ، نبی الله باستان ، عبد الله مومنی ، حسین طرقی جعفری و... صورت گرفته است اشاره نمود.

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 و ساعت 16:48 |
هیات تخلفات اداری آموزش وپرورش طی ابلاغیه ای که در زندان تحویل آقای بداقی گردید ازایشان خواست که حداکثر ظرف 10 روز دفاعیه ی خود را به این هیات ارسال نماید. این هیات در ابلاغیه ی مذکور اتهام آقای بداقی را اجتماع وتبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور وفعالیت تبلیغی علیه نظام نامیده است . در سال 88 نیز هیات مذکور ابلاغیه ای تحویل آقای بداقی نمود که به موجب آن وی مکلف شده بود حداکثر ظرف 10 روز به اتهام (( غیبت غیرموجه و متوالی )) که از سوی این هیات به وی نسبت داده شده بود به صورت مکتوب پاسخ دهد . شگفت آور این است که هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش وپرورش شهرستان های استان تهران که زیر هر دو ابلاغیه را امضا کرده است با علم به این موضوع که به دلیل زندانی بودن آقای بداقی عملا امکان حضور در محل کار از او سلب شده است چگونه غیبت او را غیر موجه قلمداد می کند !!!
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:28 |
هفته ی معلم با برنامه های خشک وبی روح وپیام های گوناگونی که هرساله توسط مقام های رسمی به همین مناسبت صادر می شود در راه است و همه تلاش خواهند کرد تا با تهیه ی هدیه هایی که بعضا به دلیل مشکلات اقتصادی با بی میلی نیز خریداری می شود از تلاش های یک سال گذشته ی معلمان تقدیر به عمل آورند .

صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نیز همچون سال های گذشته ، بخشی از برنامه های خود را  به این موضوع اختصاص خواهد داد وبادعوت از برخی معلمان که از مجاری رسمی و بامعیارهای خاص به عنوان معلم نمونه منصوب می شوند وطرح پرسش های تکراری وکلیشه ای و پاسخ های بی محتوا وکسالت آور به زعم خود از این قشر فرهیخته تقدیر خواهد نمود . در این بین وزیر آموزش و پرورش ، به طور مرسوم هر ساله یکی از پرکارترین وزرا درهفته ی مذکور خواهد بود که باحضوری پر رنگ  د ر همایش ها ، مجامع و جلساتی که به همین منظور برگزار می گردد شرکت خواهد داشت و به بیان عملکرد سال گذشته ی خود خواهد پرداخت . قطعا صدا وسیما نیز یکی از میزبانان وزیر محترم خواهد بود .

اما ورای این همه هیاهو و سروصدای بی روح ، یادمان نرود که نمادهای پایداری معلمان ، چه روزهای سختی را پشت سر می گذارند .

رسول بداقی ، محمد داوری ، هاشم خواستار ، عبدالله مومنی ،نبی الله باستان و ... اسطوره های مقاومت معلمان هستند و هفته گرامیداشت مقام معلم تلنگری است به همه ی معلمان تا باردیگر به آن ها وخانواده های محترمشان  و سختی هایی که در راه دفاع از آرمان هایشان تحمل می کنند بیندیشند و با هر وسیله ی ممکن به دلجویی از خانواده های این عزیزان دربند بپردازند .

بی شک این نمادهای مقاومت جامعه ی معلمان ایران تاوان ایستادگی خود را می پردازند وچه تاوان سنگینی است که برخانواده هایشان تحمیل می شود .

حتما فراموش نکرده ایم که جمهوری اسلامی  به پاس رشادت ها ودلاوری های معلمانی استقرار یافت که با تمام وجود دربرابر رژیم گذشته ایستادند و با تعطیل نمودن کلاس های درس و حضور در صفوف به هم فشرده ی تظاهرات ملت ایران طومار رژیم مذکور را در هم پیچیدند با این گمان که آینده ای توام با عزت و سربلندی برای فرزندان این مرز و بوم رقم خواهند زد .

چه کسی باور می کرد برخی مسوولان نظامی که مستقر خواهدشد به خود اجازه خواهند داد تا این چنین بی پروا معلمان را به بند کشند ، به خانواده هایشان بی حرمتی کنند و آ نها را از ابتدایی ترین حقوق هر زندانی نیز محروم کنند ؟!

چگونه باور کنیم که در نظامی که خود مستقر کرده ایم معلم فرهیخته اش را به جرم ابراز عقیده با دستبند و زنجیر به بیمارستان منتقل می کنند و حرمت و شان و منزلت او را به هیچ می گیرند ؟!

چرا فریاد نزنیم از ظلمی که به فرزندان دو قلو و خانواده ی گرامی رسول بداقی می شود ؟

به راستی همسر عبدالله مومنی تاوان کدام گناه خود را پس می دهد که هنوز داغ همسر گرامیش که در جبهه های جنگ به شهادت رسیده رااز یاد نبرده ، ماه ها و بلکه سال ها می بایست رنج اسارت همسرش عبدالله را که برادر شهید نیز هست تحمل کند ؟!

گناه محمد داوری چه بوده است که مادر دردمند و مظلومش نزدیک به دوسال است از رنج دوری فرزند جانبازش دیدگانش همیشه پر آب و اشک آلود است ؟

چگونه تاب بیاوریم صدای درد مند وبغض آلود همسر گرامی نبی الله باستان را هنگامی که می گوید به درخواست های کودک خردسالش برای دیدن پدر هیچگونه پاسخ قانع کننده ای ندارد؟

سال گذشته ، در همین روزها (8 بهمن ) وقتی که به دلیل اعتصاب غذا به اوین منتقل شدم ، بازجوی محترم در حالی که به شدت عصبانی بود و مرا باسیلی های پی درپی می نواخت ، می پرسید برای چه اعتصاب غذا کرده ای ؟ چه کسی تو را تحریک به انجام این کار کرده است ؟

به او گفتم من یک ایرانی مسلمانم . مگر می شود ادعای ایرانی بودن و مسلمان بودن کرد اما نسبت به همنوع خود و هم کیش خود بی تفاوت بود . مگر می شود به فلسطینی و لبنانی و ... فکر کرد اما از هموطنان خود غافل بود ؟!

رسول بداقی ومحمد داوری چه گناهی مرتکب شده اند که طی دوسال گذشته حتی یک بار هم به مرخصی نیامده اند و بعضا ملاقات حضوری نیز از آن ها دریغ می شود و این درحالی است که حتی افرادی همچون آقایان نبوی ، تاج زاده ، میردامادی و بسیاری از زندانیان سیاسی دیگر به مناسبت های مختلف بارها به مرخصی آمده اند و از حق قانونی خود هر چند اندک بهره مند شده اند .

آیا از شان و مقام و منزلت معلم این گونه تقدیر می کنیم؟!

در سال 83 که برای اولین بار دستگیر شده بودم یک بار بازجوی محترم از من پرسید که چرا فرم طرح ارتقای شغلی را پر نکرده ای ؟ گفتم به کاستیهای طرح و تبعیض آمیز بودن آن اعتراض دارم . بازجو گفت :تو حق نداشتی خانواده ی خود را از مزایای این طرح محروم کنی . این حق خانواده ی توست و بعد هم خودش تلاش کرد تا باوجودیکه زمان از دست رفته بود این کار انجام شود . وقتی رفتار و گفتار این بازجوی محترم را با آن چه امروز اتفاق می افتد مقایسه می کنم با خود می گویم که مسوولان کشور را چه شده است ؟

چرا  اجازه می دهند که حقوق ماهیانه خانواده ی زندانی قطع شود ؟! به راستی ما تا کجا سقوط کرده ایم ؟!

اما در این شرایط سخت خواستن ونتوانستن که حتی انجام کارهای فردی نیز مستوجب مجازات است و بعضا همدردی با خانواده های همکاران دربندمان را نیزتاب نمی آورند گاهی  آن قدر از خودم شرمنده می شوم که احساس می کنم  دررگهایم به جای خون ......جریان دارد . گاهی نیز میل به کارهایی به سرم می زند که ...

هفته معلم رابا یاد تمامی معلمان آزاده گرامی بداریم .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:33 |

النجاه فی الصدق                                    جلسه شانزدهم

- نقش شما در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری چه بوده است .

با توجه به این که کانون های صنفی با صدور بیانیه ای حمایت خود را از آقایان کروبی و موسوی اعلام کرده بودند وظیفه ی تشکیلاتی خود می دانستیم که از هیچ کوششی در حمایت از کاندیداهای مذکور دریغ ننماییم لذا حضور در تجمعات و وبعضا سخنرانی در بعضی همایش ها ی انتخاباتی بخشی از فعالیت های ما بود .

- آیا شما نیز به این همایش ها دعوت شده بودید . در چه شهرهایی و به نفع کدام کاندیدا سخنرانی کردید .

من در اکثریت قریب به اتفاق تجمعاتی که قبل از انتخابات در تهران برگزار گردیده بود حضور داشتم . در همایشی که به مناسبت حمایت از آقای کروبی برگزار گردیده بود سخنرانی کوتاهی داشتم . در همایش فرهنگیان هوادار آقای موسوی دو بار شرکت کردم اما فرصت سخنرانی برایم فراهم نشد . در شهر های زنجان و  لنگروددر جمع فرهنگیان هوادار آقای موسوی سخنرانی کردم و در شهرهای دیواندره ی کردستان و رشت نیز در جمع هواداران آقای کروبی حاضر شدم . در دیواندره به همراه خانم جمیله ی کدیور سخنرانی داشتم اما در رشت به دلیل حضور جمعیت زیادی که طرفدار آقای موسوی بودند فرصت سخنرانی برای حاضران فراهم نشد .

- شما در این همایش ها چه سخنانی مطرح کردید .

صحبت ها عموما در نقد عملکرد آقای احمدی نژاد ودرباره ی مصیبت هایی بود که در طول ریاست جمهوری دوره ی اول ایشان متوجه فرهنگیان شده بود . وتشویق مردم برای رای دادن به یکی از دوکاندیدایی که مورد حمایت کانون های صنفی بودند .

- آیا شماادعای تقلب در انتخابات را که توسط سران فتنه مطرح گردیده قبول دارید .

من از جو شهرهای کوچک اطلاع چندانی ندارم اما باتوجه به این که اکثریت صندوق های رای در مدارس و در دست همکاران فرهنگی بود اطلاعات اولیه به وضوح نشان می داد که آقای موسوی خصوصا در شهرهای بزرگ رای بسیار بالایی داشته است .

- یعنی ادعای تقلب را قبول دارید .

من معتقدم که  چه قبل از انتخابات وچه بعد از آن کارهایی صورت گرفت که نتیجه ی انتخابات به نفع آقای احمدی نژاد تمام شود که از جمله می توان به توزیع سهام عدالت در ایام انتخابات اشاره کرد .

-به همین دلیل در همه ی تجمعات غیر قانونی بعد از انتخابات شرکت می کردید .

من تاروز 25 خرداد درتجمعات شرکت داشتم در روز 25 خرداد به دلیل حضور در مراسم عقد یکی از اقوام نتوانستم در راهپیمایی شرکت کنم  بعد از آن نیز فقط در راهپیمایی روز قدس و نماز جمعه ای که به امامت آقای هاشمی برگزار گردید شرکت کردم .

- شما در تجمع غیرقانونی روز عاشورا نیز شرکت داشتید . آیا انکار می کنید .

من روز عاشورا با ماشین مسیر خیابان انقلاب تا آزادی را طی کردم و شاهد بسیاری از درگیری ها  خشونت آمیزبودم اما در تجمع این روز شرکت نداشتم .

- دیگر در کدام تجمعات حاضر شدید .

هیچ تجمعی .

- صادقانه صحبت کنید ما اطلاع داریم که شما در اکثر تجمعات غیرقانونی بعد از انتخابات حضور داشتید .

خیر . ممکن است با ماشین در خیابان ها گشتی زده باشم و وقایع را از نزدیک دیده باشم اما در تجمعات شرکت نداشتم .

- شما دیدارهایی با موسوی و کروبی وخاتمی داشتید در این دیدارها چه مسایلی مطرح شد.

دیدار با آقایان خاتمی وموسوی وکروبی به منظور آگاه ساختن آن ها از مشکلات فرهنگیان صورت می گرفت به هر حال این ها زمانی از مسوولان نظام بوده اند و امکان داشت مجددا به عنوان افراد تاثیر گذار مشغول به کار شوند لازم بود با آن ها دیدار داشته باشیم .

- آیا در این دیدارها آن ها شما را به گسترش فعالیت های ضد انقلابی تشویق نکردند.

این اتهام منصفانه نیست . نه آقای موسوی و نه خاتمی و نه کروبی هیچکدام سخنان تحریک آمیز مطرح نکردند بر عکس آن ها خودشان را از نظام و نظام را از خودشان می دانستند و حاضران را به صبر وبردباری دعوت می کردند. متن سخنان آن ها در سایت ها و رسانه ها منتشر شده است .

اتفاقا در بعضی از این دیدارها همکاران فرهنگی فعال در کانون های صنفی انتقادات شدیدی از این آقایان می کردند و آن ها را به مماشات و سکوت در برابر ناملایمات به ویژه در رابطه با مشکلاتی که برای فرهنگیان بوجود آمد متهم می کردند و خواستار موضع گیری شفاف و قاطعانه ی آن ها بودند .



+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در دوشنبه هشتم فروردین 1390 و ساعت 9:32 |
برادران بزرگوارم محمد رضا نیک نژاد و مهدی بهلولی در

غم از دست دادن عزیزانشان به سوگ نشسته

اند .برایشان پایداری در تحمل مصیبت ها آرزومندم . 

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در یکشنبه هشتم اسفند 1389 و ساعت 22:14 |
النجاه فی الصدق                                   جلسه `پانزدهم

- شمابلافاصله بعد از آزادی اززندان درسال ۸۳ اقدام به تاسیس مدرسه غیرانتفاعی بهارستان کردید هدف خود را از این اقدام توضیح دهید .

حقوق ماهیانه ما معلمان پاسخگوی مخارجمان نیست .بسیاری از معلمان به شغل های دوم وسوم پناه برده اند که بعضآ هیچ سنخیتی با شغل معلمی ندارد.من از ابتدای ورود به کانون معتقد بودم که بر اساس تبصره ماده ۲۱ اساسنامه کانون (( بودجه کانون علاوه بر موارد ماده ۲۱ اساسنامه می تواند از درامد های ناشی از اداره موسسات وابسته تامین گردد )) لذا اصرار داشتم که دوستان کانونی در کنار فعالیت های صنفی.فعالیت های اقتصادی خاصی را نیز برای استقلال کانون تعریف کنند . اما مقاومت هایی در این زمینه صورت می گرفت که مانع از انجام این کار می شد.لذا پس از آزادی از زندان تصمیم گرفتم با تأسیس یک شرکت تعاونی آموزشی به نام صهبای علم بخشی از مشکلات اقتصادی همکارانی را که بیشتر با آن ها در ارتباط بودم بهبود بخشم.

ـ اما از نظر ما هدف شما از تأسیس این شرکت تعاونی انجام فعالیت های ایذایی علیه نظام بوده است.گزارش هایی که  در این رابطه به دست ما رسیده نشان می دهد که شما در مدرسه بهارستان جلسات متعدد صنفی و سیاسی برگزار کرده اید و مدرسه شما در تجمعات سال ۸۵ در مقابل مجلس نقش اساسی داشته در این رابطه توضیح دهید.

مدرسه بهارستان هیچگونه فعالیت غیر آموزشی نداشته است.معلمان این مدرسه از نظر فعالیت های صنفی نیز نسبت به مدارس دیگر در محدودیت بیشتری بودند.ما می خواستیم یک الگوی مناسب ازفعالیت های اقتصادی درشان معلمان به آن ها ارائه دهیم که متاسفانه دراین رابطه با کارشکنی های زیادی مواجه شدیم . برخلاف گزارشات مغرضانه ای که ارائه شده ُ مدرسه ی بهارستان یکی از محدود مدرسه هایی است که هیچ گونه تخلفی طی سال های فعالیت آموزشی خود نداشته است و گزارشات بازرسانی که هر ساله به دفعات مکرر از این مدرسه بازدید داشته اند و امتیازهایی که به دلیل فعالیت های مثبت آموزشی وپرورشی به این مدرسه داده اند خود گواه این ادعاست . متاسفانه برخی لجاجت ها توسط برخی مسوولان حراست اداره کل آموزش وپرورش تهران که کاملا جنبه ی  شخصی داشته است کار را به آن جا رساند که حکم انحلال مدرسه صادر شد و پروانه ی آن لغو گردید و مدیریت مدرسه از سمت خود عزل شد و حقوق بیش از چهل سهامدار آن که بعضا حتی فرهنگی نیز نبودند تضییع شد و ده ها دانش آموز وخانواده هایشان بلاتکلیف شدند . مدرسه ی بهارستان نه تنها در تجمعات سال های گذشته هیچ گونه نقشی نداشته است  بلکه معلم های این مدرسه از معلمان سایر مدارس در محدودیت بیشتری قرار داشتند و فشارهای بیشتری را از جانب مسوولان مدرسه متحمل می شدند .

- هدف شما از تاسیس تعاونی فرهنگ وسرمایه دانش چه بوده است .

بعد از تاسیس مدرسه ی غیرانتفاعی بهارستان بسیاری از دوستانی که ما را می شناختند از این که به عنوان سهامداران مدرسه ی بهارستان از آن ها دعوت به عمل نیامد از ما گله مند شدند و پیشنهادشان این بود که فعالیت اقتصادی گسترده تری برای همکاران فرهنگی پیش بینی شود . بعد از حوادث سال ۸۵ ایده ی تشکیل این شرکت تعاونی را با برخی از دوستان مطرح کردم و بااستقبال آن ها مواجه شدم . در نتیجه اقدامات لازم را برای به ثبت رساندن این شرکت تعاونی انجام دادیم و شرکت شروع به عضو گیری کرد برخلاف مدرسه ی بهارستان که فعالیت آن آموزشی بود و عملا نتوانست در زمینه ی اقتصادی عملکرد مثبتی داشته باشد  شرکت تعاونی سرمایه گذاری فرهنگ وسرمایه ی دانش با اهداف کاملا اقتصادی تاسیس گردید وتاکنون در این زمینه موفقیت هایی را شاهد بوده است . ومجموعه ی هیات مدیره ی آن توانسته باجذب تعدادی از معلمان وخانواده های محترمشان خدمتی هرچند ناچیز نسبت به این قشر محروم انجام دهد . هدف ما از تشکیل این شرکت و اقدامات اقتصادی مشابه اولا تشویق همکاران فرهنگی به انجام فعالیت های اقتصادی سودمند باسرمایه های اندک خود و درثانی اعتراض به عملکرد نامناسب شرکت های تعاونی مصرف - مسکن و صندوق ذخیره فرهنگیان بوده است . که متاسفانه تاکنون نتوانسته اند باسرمایه های کلانی که از جامعه ی فرهنگیان کسب کرد ه اند آن گونه که شایسته است پاسخگوی نیازهای همکاران فرهنگی باشند .

- آیا شما از اعتبار کانون برای اهداف واغراض شخصی و اقتصادی خود سوء استفاده نکرده اید آیا این کار با اساسنامه ی کانون منافات ندارد .

اولا نه تعاونی صهبای علم و نه تعاونی فرهنگ وسرمایه ی دانش هیچکدام به نام کانون تاسیس نشده اند تا از اعتبار کانون در این رابطه استفاده شده باشد اگرچه خواست قلبی خود من این بود که کانون یک فعالیت اقتصادی نیز در جوار فعالیت های صنفی داشته باشد . در ثانی اگر فعالیت های اقتصادی صورت گرفته سودی به همراه داشته . این سود متوجه سهامداران شده است . لذا نه من و نه سایر اعضای هیات مدیره نفع شخصی خاصی از فعالیت های این دو شرکت نداشته ایم که ادعا شود از اعتبار حقیقی یا حقوقی خود برای اهداف شخصی استفاده کرده ایم . حقوق ماهیانه ی اعضای فعال این شرکت از حق التدریس معلمی نیز کمتر است . لذا ادعای سوء استفاده برای اغراض اقتصادی شخصی کاملا مغرضانه است .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه بیست و دوم بهمن 1389 و ساعت 17:48 |

   شعبه ۱۲۶ دادگاه حقوقی تهران مستقر در مجتمع شهيد باهنر، دادخواست وزارت کشور مبنی بر ابطال پروانه فعاليت کانون صنفی معلمان را رد کرد.

   «پيمان حاج محمود عطار»، وکيل مدافع کانون صنفی معلمان با بيان اين خبر به ايسنا افزود: وزارت کشور در سال ۷۹ پروانه فعاليت کانون صنفی معلمان را در قالب کميسيون ماده ۱۰ احزاب و گروه‌ها صادر کرد و اين کانون در مواعد قانونی با حضور نماينده وزارت کشور مجمع عمومی برپا می‌کرد ولی سال گذشته وزارت کشور همزمان با دادخواستی که به طرفيت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و حزب مشارکت به دادگاه عمومی ارايه کرد، عليه کانون صنفی نيز دادخواستی را به شعبه ۱۲۶ مجتمع قضايی شهيد باهنر داد.

    وی گفت:‌ کانون صنفی معلمان پيش از مسايلی که پس از انتخابات ۸۸ رخ داد با برگزاری مجمع عمومی، هيات مديره جديد خود را تعيين و يک نسخه از صورت جلسه تصميمات را به وزارت کشور ارسال و شماره ثبت دبيرخانه کميسيون ماده ۱۰ احزاب را دريافت کرد. پس از بازداشت برخی از اعضای هيات مديره کانون در حوادث پس از انتخابات سال گذشته، وزارت کشور و کميسيون ماده ۱۰ احزاب اقدام به طرح دادخواستی برای ابطال پروانه کانون صنفی در دادگاه به بهانه فعال نبودن و انجام تخلف اين کانون کردند.

    حاج‌محمود عطار با بيان اينکه حکم اين دادگاه در ۱۸ آبان ۸۹ صادر شد،گفت: قاضی پرونده طرح اين دعوا را به کيفيت مطرح شده برابر مقررات قانونی ندانسته است و مستندا به ماده ۲ قانون آيين دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوای خواهان (وزارت کشور) را صادر کرد.

    به گفته‌ی وکيل کانون صنفی معلمان، در حال حاضر اين کانون برای ادامه فعاليت‌هايش بايد از وزارت کشور تقاضای تمديد پروانه کند.( از وبلاگ آقای نیک نژاد )

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 21:28 |

شعبه 126 دادگاه حقوقی تهران درپاسخ به دادخواست وزارت کشور مبنی برابطال پروانه فعالیت کانون صنفی معلمان ایران (تهران) رسیدگی به اتهامات وارد شده را در صلاحیت دادگاههای حقوقی ندانست واز ابطال پروانه ی کانون تهران امتناع کرد .

در بخشی از حکم صادر شده آمده است :

... باعنایت به این که عدم تمدید پروانه ی فعالیت از موارد چند گانه ی مذکور درماده ی 16 و به تبع آن تقاضای ابطال پروانه از مراجع قضایی نبوده ودرخصوص جهت دوم ( انجام فعالیت های سیاسی خلاف نظام ) نیز نظر به این که برابر مقررات حاکم بر صلاحیت محاکم انقلاب ، رسیدگی به اتهامات فوق در صلاحیت دادگاه انقلاب و خارج از صلاحیت محاکم حقوقی است و صرف نظر کمیسیون ماده 16 ، الزامی برای محاکم حقوقی به تبعیت از نظر آن ایجاد ننموده بلکه ادعای موصوف می بایست تحت عناوین مجرمانه در مرجع ذی صلاح فوق ویا سایر مراجع ذی صلاح به اثبات برسد و حسب سوابق ارسالی از ناحیه ی وزارت اطلاعات ، پرونده ی محاکماتی اعضاء کانون در دادگاه درحال بررسی بوده وتاکنون منجر به رای قطعی اعم از برائت و احراز اتهام نگردیده تا در صورت احراز اتهام این شعبه به تبعیت از رای قطعی فوق حکم انحلال کانون و ابطال پروانه راصادر نماید لذل طرح دعوی به کیفیت فوق رابرابر مقررات قانونی ندانسته ومستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی ، قرار عدم استماع دعوی خواهان راصادر واعلام می دارد ، رای ظرف مهلت 20 روز قابل تجدید نظر در محاکم محترم تجدید نظر استان تهران است .

رئیس شعبه ی 126 دادگاه حقوقی تهران - یوسف یعقوبی محمود آبادی

89/11   

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 و ساعت 9:2 |
دوران سخت وعجیبی است ، روحم آسیب دیده وجسمم نحیف تر از همیشه ، ضعیف وبی رمق .کشتی آرزوهایم زمین گیر شده و از تغییر آن چه ایده هایم بوده اند ناتوانتر از همیشه . شاید این نوشته سرگذشت انسان هایی باشد که نتوانستند واقعیت های جامعه ی خود را بفهمند و خودشان رابا آن ها تطبیق دهند و من ...

مدتی است که پریشانم وراه گریزی نمی بینم . برای تحمل سختی هایی که روحم را می آزارد از همیشه ناتوانتر شده ام . این روزها نه تنها گره ازمشکلی نمی گشایم بلکه خود نیز به مشکلی برای برخی دوستان تبدیل شده ام .کم طاقت و کم حوصله .

چه می توان کرد  برای تمامی کسانی که دوستشان دارم وبه آن ها مدیونم . 

 فضا به گونه ای است که حتی اظهار همدردی نیز  ممکن است جرم تلقی شود . به انسانی ضعیف در این دنیای پوشالی تبدیل شده ام که پاهایش توان ایستادن ندارد و تنها نظاره گر رنج های انسان هایی شده است که روزی هم پیمانشان  بوده   .اما فرسنگ ها از آن ها دور افتاده است. آن هایی که برای رسیدن به آزادی  رنج اسارت را پذیرفته اند و برای تحقق عدالت ، مظلومانه گرفتار گشته اند . رسول بداقی رابه خاطر می آورم و همسر و دختران بی گناه و معصومش را که در گوشه ای از اسلامشهر  رنج غربت و تنهایی را تحمل می کنند . به محمد داوری و مادر مظلوم وصبورش که بعضا پس از تحمل سختی های سفر حتی از ملاقات با فرزندش نیز محروم می ماند . به هاشم خواستار که تصویر دست و پای در زنجیرش در بیمارستان یک لحظه از ذهنم خارج نمی شود و خانواده اش که از این همه جفا در حق او شگفت زده و مبهوتند .به نبی الله باستان که همسرش از همان ابتدای ورود وی به زندان لحظه ها ی دردناکی را تجربه می کند و اتهامی که ... به عبدالله مومنی  و همسرش  وفرزندانش که نمی دانم تاوان کدامین گناه را می پردازند .در این هوای سرد و مه آلود  کتاب چه باید کرد دکتر  را برمی دارم و دوباره می خوانم شاید راهنمایم باشد.در این حال و هوای بهمن ماه به یاد می آورم  روزهای بهمن ماه 57 را وآرزوهایی که...

شاید روزی محقق شود .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در شنبه شانزدهم بهمن 1389 و ساعت 9:57 |

باسلام وعرض ارادت

همان گونه که مستحضرید طی سال های اخیر باوجود مصیبت هایی که دامنگیر فعالان صنفی سراسر کشور گردیده است متاسفانه برخی تلاش دارند مسائل حاشیه ای را جایگزین مسائل اصلی نموده واذهان همکاران فرهنگی را به سمت وسوی دعواها ودرگیری هایی که جامعه ی فرهنگیان از آن ها سودی نبرده ونخواهد برد منحرف کنند .

از آن جایی که آگاهی از نظرات وانتقادات فعالان صنفی خصوصا فعالان صنفی شهرستان ها را همواره راهگشا دانسته ومی دانم استدعا دارم انتقادات شفاف و بی پرده ی خود را باذکر نام ونام خانوادگی حداکثر تا 10 روز آینده دربخش نظرات این وبلاگ منعکس نمایید تا برای اصلاح روش ها مورد استفاده قرار گیرد .

لازم به ذکر است که پس از گذشت این مدت ، جمع بندی حاصل از نظرات ارشادی دوستان درهمین وبلاگ منعکس وبه اطلاع عزیزان خواهد رسید .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در شنبه نهم بهمن 1389 و ساعت 22:14 |
النجاه فی لصدق                                  جلسه چهاردهم

- شما در انتخابات اخیر از کاندیداهای اصلاح طلبان  یعنی آقایان موسوی وکروبی حمایت کردید واین درحالی است که اقداماتی که درزمان آقای احمدی نژاد برای فرهنگیان صورت گرفت از کل دوره ی 8ساله ی خاتمی بیشتر بود .چه توجیهی برای این رفتار سیاسی خود دارید .

کانون های صنفی در دوره ی آقای خاتمی تاسیس شدند ودردوره ی آقای احمدی نژاد به نابودی کشیده شدند .نمی گویم که درزمان آقای خاتمی نسبت به معلمان وتشکل های صنفی بی مهری نشد .اما حجم برخوردهایی که دردوره ی آقای احمدی نژاد بافعالان صنفی صورت گرفت به هیچ وجه با اتفاقاتی که در دوره ی آقای خاتمی اتفاق افتاد قابل مقایسه نیست . خود من از جمله کسانی هستم که درسال 82 باشکایت آقای حاجی وزیر اصلاح طلب آقای خاتمی بارها به دادگاه کارکنان دولت معرفی شدم آن هم فقط برای  مصاحبه با یک روزنامه ی داخلی که در آن گفته بودم دوتن از معلمان منطقه ی 15 تهران به دلیل مشکلات مالی خودکشی کرده اند . در سال 83 نیز توسط وزارت اطلاعات آقای خاتمی بازداشت شدم و 31 روز را درانفرادی به سر بردم و برخی دوستان دیگر نیز از این گونه برخوردهای امنیتی در امان نبودند .اما به عقیده ی من شخص آقای خاتمی با این گونه برخوردها موافق نبود. دولت آقای خاتمی  هرگز ریشه ها رانزد  بلکه تلاش داشت اوضاع را تحت کنترل داشته باشد و البته برخی اطرافیان ایشان هم تلاش می کردند تا به ایشان بقبولانند که سرنخ حرکت های اعتراضی معلمان در دست راستی های مخالف دولت است . اما دولت آقای احمدی نژاد اصولا اعتقادی به نهادهای مدنی ندارد . دولت ایشان تیشه برداشته وبرریشه ی تمامی نهادهای مدنی زده است و برخلاف گفته ی شما  اگردر دوره ی آقای احمدی نژاد تحول مثبتی در وضعیت معلمان صورت گرفته باشد که من نسبت به اصل موضوع تردید دارم . مربوط به اجرای ناقص قانون مدیریت خدمات کشوری است . همان قانونی که آقای احمدی نژاد تلاش نمود تاازاجرای آن جلوگیری کند اتفاقا این قانون دردوره ی آقای خاتمی وباتلاش گسترده ی تشکل های صنفی به تصویب رسیده لذا دولت آقای احمدی نژاد فقط به اجرای ناقص آن مبادرت کرده است.

-شما درسال 83 به واسطه ی رافت نظام اسلامی از چنگال عدالت فرارکردید ومتاسفانه این اتفاق نه تنها شمارابیدار ومتنبه نکرد بلکه مجددا با ادامه ی فعالیت های غیرقانونی کاری کردید که مجددا دستگیر و به زندان آورده شدید .لطفا توضیح دهید که چرا از فرصتی که نظام اسلامی برای اصلاح شما فراهم نموده بود استفاده نکردید .

نه درسال 83 و نه امروز من ودوستان مرتکب هیچ تخلفی نشدیم جز این که از مسوولان جمهوری اسلامی خواستیم تاعدالت را نسبت به جامعه ی معلمان اجرا کنند و تبعیض موجود را برطرف نمایند و به قانونی که به تصویب رسیده و بارها مسوولان به تصویب آن افتخار کرده اند عمل کنند .در کجای دنیا کسانی را که تلاش دارند تا قانون درجامعه پیاده شود سرکوب می کنند .گناه ما چه بود جز این که می گفتیم در برابر کار برابر به ما حقوق برابر بدهید . در سال 83 وقتی که من به قاضی پرونده گفتم که دلیل اعتراضات ما چیست و چه راه هایی را برای تحقق خواسته هایمان طی کردیم قاضی شگفت زده شد و اظهار همدردی کرد .حتی بازجویان هم در این که حرف و خواسته ی ما حق است تردید نداشتند و فقط می گفتند که چرا از روش های بهتری برای پی گیری خواسته های خود استفاده نمی کنید .

- آقای بهشتی خود شما می دانید که ما دروزارت اطلاعات بیشتر از شما پی گیر خواسته های معلمان هستیم . ما با اصل خواسته های شما مشکلی نداریم اعتراض ما هم به شیوه ی پی گیری مطالبات است که متاسفانه در این زمینه از خط قرمزها عبور می کنید .

ما چه کار باید می کردیم که نکردیم . تقریبا با همه ی مسوولان دیدار داشتیم با همه گفت وگو کردیم از همه وعده گرفتیم اما هیچ کدام به وعده هایشان عمل نکردند . ما از طرف جامعه ی معلمان تحت فشار هستیم آن ها ما را به مماشات متهم می کنند . آن ها توقعات برحقی دارند که انتظار دارند تشکل هایی که به نمایندگی از آن ها بامسوولان مذاکره می کنند برای این توقعات پاسخ مثبت بگیرند .نهادهای صنفی ومدنی به عنوان واسطه بین جامعه و دولت ها عمل می کنند و اگر قرارباشد به وظیفه ی خود عمل نکنند جامعه از آن ها ناامید می شود و این اتفاق عواقب ناگواری برای دولت ها دارد که متاسفانه به این مساله توجه نمی شود .

- شما اندکی پس از آزادی از زندان ( درسال 83 ) با انتشار نامه ای سرگشاده مدعی شدید که درزندان باشما بدرفتاری شده است درحالی که این ادعای شما از مصادیق تشویش اذهان عمومی است وجرم تلقی می شود چه توضیحی دارید .

بخشنامه ی آقای شاهرودی دررابطه باحقوق شهروندی که بعدها به قانون تبدیل شد صراحتا برخی رفتارهای بازجویان از جمله چشم بند زدن در هنگام بازجویی ، نشاندن متهم رو به دیوار ، نشستن بازجو پشت سر متهم ، پرسیدن سوال هایی که هیچ ربطی به اتهامات موجود درپرونده ندارد  ، تفتیش عقاید و مهمتر از همه نگهداری متهم در سلول انفرادی را جرم تلقی کرده و مجازات هایی برای مرتکبین این جرایم در نظر گرفته است .باتوجه به این که قانون اساسی جمهوری اسلامی تمامی آحاد ملت را دربرابر قانون یکسان می شمارد من حق خود می دانم تا اعمال خلافی را که در زندان صورت گرفته بیان نمایم و شاید اگر این گونه اعتراض ها نبود قانون حقوق شهروندی به تصویب نمی رسید .

- آیا برخوردهایی که در زندان جمهوری اسلامی بامتهم می شود با آن چه درزمان شاه صورت می گرفت قابل مقایسه است .

قطعا آن چه که من در زندان اوین دیده ام با آن چه که در باره ی برخورد با زندانیان قبل از انقلاب شنیده ام قابل مقایسه نیست  . اصولا اصل این مقایسه درست نیست چرا که مردم به دلیل رفتارهای رژیم استبدادی گذشته آن رژیم راساقط کردند و قرار نیست که رژیم جمهوری اسلامی با رزیم های استبدادی مقایسه شود . ما از مسوولان نظام اسلامی توقع داریم که به خون شهدا احترام بگذارند و به قانون اساسی که حاصل خون شهدا است عمل کنند . قانون اساسی شکنجه رامحکوم کرده است وقانون حقوق شهروندی مصادیق آن را ذکر کرده است . معیار ما درمقایسه باید حکومت امام علی (ع) باشد که در دادگاه آن مرد مسیحی بر امام پیروز می شود نه حکومت شاه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه هشتم بهمن 1389 و ساعت 17:57 |
از این پس پیام هایی که بدون ذکر نام ونام خانوادگی ارسال شود حذف خواهد شد .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در پنجشنبه هفتم بهمن 1389 و ساعت 8:20 |

   هاشم خواستار،فرهنگی دربند و عضو کانون صنفی معلمان ایران،شنبه برای بیماری هموروئید به بیمارستان امام رضای مشهد برده شد،دوشنبه در این بیمارستان عمل و سه شنبه ایشان را به زندان بردند. در پی  خبر بستری شدن مهندس خواستار، گفت – و- گویی با همسر ایشان انجام دادم که گزیده ای از آن در ادامه می آید .

   از پیگیری و پیشینه ی بیماری آقای خواستار پرسیدم.ایشان  در پاسخ گفتند:این بیماری در اثر کمبود میوه و سبزیجات تشدید می شود، بارها ما از کمبود این خوراکی ها در زندان شکایت کرده بودیم،ولی پاسخ درخوری نگرفتیم تا این وضع پیش آمد.بارها گفتیم که خواستار بازنشسته و بیمار است وبه همین دلیل نیازمند برنامه ای ویژه در خوردن و خوابیدن و .... است،افسوس گوش کسی بدهکار نیست.

   از حال این فرهنگی بازنشسته پس از عمل پرسیدم، ایشان گفتند، در همه ی روزهای حضور خواستار در بیمارستان، من هم در آنجا بودم، اما دو تا پانزده دقیقه توانستم ایشان را ببینم. خواستارانساتی تودار است، از این رو درباره ی درد چیزی نمی گفت.وی ادامه می دهد، ما نگران ایشان پس از رفتن به زندانیم. اتاق تازه ایشان تا بیست روز پنجره نداشت- خواستار و همه ی هم بندانش دچار سرما خوردگی شده بودند- و از سقف اش نیز گندآب(فاضلاب) ریزش می کند. کسی که تازه عمل باز انجام داده است، چگونه باید در چنین اتاقی تاب آورد.

    از آزادی یا مرخصی این کنشگر صنفی می پرسم،خانم خواستار می گوید، قول هایی داده اند اما خیلی امیدوار نیستم، در بیمارستان، دست کم چهار سرباز و یک افسر همیشه در بیمارستان بود وخواستار را با پابند و دست بند به تخت بسته بودند. مردمی که برای ملاقات بستگانشان به بیمارستان می آمدند، گمان می کردند او قاتل خطرناکی است.هنگامی که می گفتم،ایشان مسئول کانون صنفی معلمان مشهد است، از این همه نگهبان وسخت گیری برای مردی 57 ساله شگفت زده می شدند.

   هاشم خواستار، معلم بازنشسته مشهدی، پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در دو نوبت بازداشت شد. اونخست در پارک ملت مشهد و در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر وپس از یک ماه و نیم با وثیقه ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد، اما دوباره پس از49 روز، بازداشت و به زندان وکیل آباد مشهد برده  شد. آقای خواستار در دادگاه بدوی به شش سال حبس محکوم شد،که حکم وی در دادگاه تجدید نظر به دو سال زندان کاهش یافت. این کنشگر صنفی معلمان از تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ تاکنون در زندان وکیل آباد مشهد نگهداری می‌شود.خواستار در این مدت اجازه نیافته است که از مرخصی قانونی -هر زندانی دو روز درماه – بهرمند شود.

برگرفته از وبلاگ (بازتابی  اززندگی )

 

   

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در پنجشنبه هفتم بهمن 1389 و ساعت 8:7 |

باسلام وعرض ارادت

همان گونه که مستحضرید طی سال های اخیر باوجود مصیبت هایی که دامنگیر فعالان صنفی سراسر کشور گردیده است متاسفانه برخی تلاش دارند مسائل حاشیه ای را جایگزین مسائل اصلی نموده واذهان همکاران فرهنگی را به سمت وسوی دعواها ودرگیری هایی که جامعه ی فرهنگیان از آن ها سودی نبرده ونخواهد برد منحرف کنند .

از آن جایی که آگاهی از نظرات وانتقادات فعالان صنفی خصوصا فعالان صنفی شهرستان ها را همواره راهگشا دانسته ومی دانم استدعا دارم انتقادات شفاف و بی پرده ی خود را باذکر نام ونام خانوادگی حداکثر تا 10 روز آینده دربخش نظرات این وبلاگ منعکس نمایید تا برای اصلاح روش ها مورد استفاده قرار گیرد .

لازم به ذکر است که پس از گذشت این مدت ، جمع بندی حاصل از نظرات ارشادی دوستان درهمین وبلاگ منعکس وبه اطلاع عزیزان خواهد رسید .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در چهارشنبه ششم بهمن 1389 و ساعت 0:1 |
از آن جایی که اینجانب هیچ گونه پیامی دروبلاگ آقای عبداللهی نگذاشته ونمی گذارم و اصولا ورود به بازی هایی که ایشان را خرسند می کند به صلاح نمی دانم . لذا به این وسیله تاسف خود را از اعمال زشتی چون جعل نام  که فضای مجازی را آلوده و لکه دار می نماید اعلام داشته وضمن تکذیب کامنت مجعولی که به نام بنده دروبلاگ آقای عبداللهی منعکس شده رعایت اخلاق درنگارش مطالب را از حداقل های کارهای نوشتاری می دانم و امیدوارم همه به آن پایبند باشیم .
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 23:48 |
درگذشت خاله ی عزیزتان رابه شما وخانواده ی کرامی تسلیت عرض می کنم مرا در غم خود شریک بدانید .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:26 |
برادر گرامی محمود عزیز در شرایط فعلی و به دلایل زیر پرداختن به موضوعاتی که به آن می پردازید به صلاح نیست.
1- شما پرونده ی مفتوحی دارید که عده ای دشمن آگاه و دوست نادان سبب می شوند آن پرونده سنگین تر گردد و به قول حکیمانه ی ولا تلقو ا بایدیکم الی التهلکه باید از این قبیل مجادلات پرهیز کنید
2- موسسه نوپا و موثر شرکت تحت مدیریت شما و جمعی از دوستان خوب نیازمند ثبات و دوری از تنش است لذا صحیح نیست که ذهن خویش و دیگران را درگیر موضوعی نمایید که جز اتلاف انرژی ثمری ندارد
3-شرایط کشور اقتضائاتی دارد امروز عمل سیاسی و مدنی مانند حرکت در زمین مین گذاری شده است بی گدار به آب نزنید انرژی را نگه دارید الیس الصبح بقریب
4- امروز حرکت شما در آن شرکت آغازی است بر توانمندی عده ای از معلمان که در آینده ای نه چندان دور این درخت نو نهال تنومند و پرثمر خواهد گردید عده ای از این قضیه بیمناکند و تلاش دارند تا ریشه ندوانده آن را برکنند شما وارد بازی پیچیده آن ها نشوید
5- عده ای که عقده ی حقارت دارند و حقیر بودن خویش را در مصاف با بزرگتر ها می بنند امروز سودای بزرگی در بازار آشفته مجادلات اینگونه ای می جویند شما از این مجادلات دامن برکشید
عزت مدام پیروز و پایدار باشید
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه پنجم بهمن 1389 و ساعت 9:21 |

درباره ی این نوشته هاشمی،چند نکته و پرسش به ذهنم آمد که می خواهم در میان بگذارم. پیش از هر چیز باید بگویم که به هیچ رو آهنگ دمیدن در این آتش اختلاف را ندارم اما این نوشته ی شگفت هاشمی را بایسته ی بررسی بیشتر می بینم که در زیر،تا اندازه ای به آن می پردازم :
1.پیش از انتخابات 88 در اینترنت گفته شد که هاشمی به عضویت کانون صنفی معلمان درآمده است در حالی که برخی عضوهای سازمان معلمان نیز،گویا از این موضوع بی خبر بودند. هاشمی در آن زمان و در پیوند با این خبر،هیچ سخنی نگفت و درستی و یا نادرستی آن را روشن نکرد. در جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی سراسر کشور در روزهای انتخابات،من خود از زبان ایشان شنیدم که وی عضو کانون صنفی معلمان می باشد و از این رو در این جلسه شرکت می کند. پرسشی که به میان می آید این است که چرا ایشان که کانون را نهادی می داند که از فهم "تفاوت های آشکار" درمانده است و نمی تواند "فعالیت صنفی- مدنی"کند به عضویتش در می آید؟ و راستی چرا ایشان از بیان آشکار این عضویت،خودداری کرده و می کند؟
2.هاشمی نزدیک به یک ماه پیش،در نوشته ای ورود دوستان را به کشمکش هایی از این دست،نادرست دانست. براستی در این یک ماه،در پهنه ی اجتماع و سیاست ایران،چه رویداد چشم گیر و مهمی روی داده است که ایشان اینچنین می گوید و می نویسد؟
3.درست برخلاف دید و دریافت هاشمی،کانون صنفی معلمان،فهم مسائل اجتماعی،فرهنگی و سیاسی زمان را دارد. بیانیه ارزنده و به هنگام این نهاد،در آستانه ی انتخابات 88، نشانه ی درستی این سخن است.
4. من یادکردی چنین تحقیرآمیز از دوستان و همراهان فرهنگی را : " از خود راضیان کوچک ...انحصار گرایان در پرده !"را از سویی نشانه ی خودباختگی در برابر اهل سیاست می بینم و از سویی ناتوانی در فهم ارزش و اهمیت نهاد مدنی و کنشگرانش.

5. اما درباره ی این انگاره که : " ما آموزش و پرورش را در ایران امروز متغیر مستقل ندانسته و متغیر وابسته می دانیم و باورمان این است که تا آن مشکل بزرگ حل نشود این مشکل نیز حل نخواهد شد !" باید بگویم نمی تواند چندان هم درست باشد؛افزون بر این که به گمانم،دورنمای امیدوارکننده ای هم ندارد. در این زمینه،پیوند کنشمندانه ی سیاست،فرهنگ،آموزش و دیگر پهنه های جامعه درست تر می نماید تا پیوندی یک سویه که یکی متغیر آزاد باشد و دیگری وابسته. به ویژه این که در جهان کنونی دولت ها به هیچ رو دیگر آن نقش یگانه را نداشته و ندارند. چنین انگاره ای می تواند به فهم نادرست گوینده از شرایط و روزگار نوین بازگردد.
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در دوشنبه چهارم بهمن 1389 و ساعت 23:48 |
اگر چه با توجه به توصیه های برادران بزرگوارم خصوصا بهلولی عزیز ، قصد نداشتم در شرایط ناگوار فعلی که هرروز خبر از احضار یا دستگیری معلمی ، مغمو ممان می کند وارد مباحث فرعی ، انحرافی و دشمن شادکن شوم اما درمتنی که اخیرا تحت عنوان ( ازخودراضیان کوچک .......انحصارگرایان درپرده ) توسط برادر هم بندم علیرضا هاشمی در وبلاگ سخن معلم منتشر شد ، آن قدر غیر منصفانه و ناجوانمردانه به کانون تاخته شد که اندیشیدم سکوت دربرابر پرده دری هایی که بعضا بی غرض و مرض هم نیست می تواند با وارونه جلوه دادن بخشی از تاریخ  بعضی ها رابه این باور برساند که شاید درست باشد و ...

براستی چگونه باور کنم ادعاهای کسی را که امروز این گونه از اصلاحات و اصلاح طلبی دم می زند و حال آن که خود شاهد بودم چگونه آن هم بیرون از زندان و نه تحت فشار به مقاله ای که علیه اصلاحات و اصلاح طلبان و کانون وسازمان و هرچه نهاد مدنی  نوشته بود افتخار می کرد و از آن با تمام وجود دفاع می کرد و  حتی می گفت اگر آن مقاله را به من می دادند حاضر بودم بیرون از زندان آن را در وبلاگ سخن معلم یا هروبلاگ دیگری منتشر کنم . هرگز از یاد نمی برم دوران بازجویی را که  نوشته های ما را پاره می کردند و توبه نامه ی این دوست رابه ما نشان می دادند و می گفتند که مثل هاشمی بنویسید تا خلاص شوید .

من متعجبم از ایشان که دیروز گناه تمامی آن چه را که اشتباهات و انحرافات خویش می خواند به گردن دوستان نابابی چون من که توسط ایشان نزد بازجویان به لاییک بودن متهم شده بودم می انداخت و امروز خود وسازمان متبوعش را پیشتاز حرکت های معلمان می داند وکانونی ها را مدعیانی کم مقدار می خواند .

من از دوست هم بندم آقای هاشمی در شگفتم اما نه به این خاطر که دربرابر فشارهای زندان انفرادی و پرسش های بازجویان از خود ضعف نشان داد چر که اینگونه افراد بسیارند و شاید خود من هم یکی از همان هاباشم بلکه تعجبم از اصرار او بر اشتباه بودن راهش حتی پس از آزادی از زندان بود وتعجب  از رنگ به رنگ شدن آدمی .

حقیر با این که به دلیل موقعیت صنفی خود تعهدی به اصلاح طلبان وجریان اصلاح طلبی نداشته ام با افتخار می گویم که در طول دوران زندان و ایام بازجویی نه تنها زیر بار توهین ، تخریب یا تخطئه ی اصلاح طلبانی چون خاتمی ، موسوی و کروبی نرفته ام بلکه در دفاع از مشی اصلاح طلبی و انتقاد از دولت وقت و رییس دولت آن نیز اندکی کوتاه نیامدم و البته با همه ی این اوصاف دربرابر معلم های مقاومی همچون محمد داوری ، رسول بداقی و علی اکبر باغانی احساس ضعف و خجلت می کنم .

خداوند این نوشته را بر من ببخشد .


+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در دوشنبه چهارم بهمن 1389 و ساعت 0:42 |
نویسنده :آقای مهدی بهلولی
درود به بهشتی
درباره ی اشاره ای که شما به خاتمی کرده اید می خواستم به کوتاهی به چند نکته بپردازم،گرچه شاید چندان سرراست هم با این نوشته ی شما پیوندی نیابد :
1.خاتمی و دولتش را باید با توجه به دوبار رآی شگفت انگیز مردم ایران ارزیابی کرد. تا آنجا که من می دانم و به یاد دارم رویکرد کلی شما به شخص ایشان – شخصیت،اندیشه و رفتار- مثبت بوده و هست. یادم هست که روزی می گفتید که می توان به خاتمی انتقاد داشت اما نمی توان او را دوست نداشت! راستش برای من جای شگفتی است که چرا باید خاتمی را دوست داشت؟
2.خاتمی با شعار و آرمان های بلندی پا به پهنه ی انتخابات گذاشت و از پشتوانه ی مردمی نیرومندی برخوردار بود اما چنین می نماید که پس از هشت سال ریاست جمهوری،نمره ی درخشانی نگرفت و نتوانست از آزمون پیروز و سربلند بیرون آید. روزگاری "سروش" گفت : تزلزل رفتار خاتمی نتیجه ی تذبذب اندیشه ی ایشان است( نقل به مضمون). من که تا پایان دو دوره ی کاری ایشان نفهمیدم،برای نمونه،برداشت ایشان از "جامعه مدنی"چیست؟
3.من چندین بار از زبان برخی کنشگران و دوستان فرهنگی شنیده ام که خاتمی و دولتش،دست کم برخی پی ریزی های جامعه مدنی را انجام دادند و این را به سان دستآورد ارزشمند دولت ایشان برآورد کرده اند. اما با نگاهی به جایگاه و پشتوانه ی مردمی ایشان،باید پرسید هر کس دیگری اگر جای او بود می توانست این خرده و ناچیز را نیز انجام ندهد؟ آیا براستی خاتمی می توانست چنین گام های کوچکی را هم برندارد؟
4.در تاریخ این مرز و بوم،انسان های بزرگی همچون دکتر محمد مصدق و مهندس مهدی بازرگان پدیدار گشته اند که راستی در گفتار،و استواری در اندیشه و کردارشان زبانزد و در یادهاست -بگذریم که پاره ای باورها و اندیشه هایشان می تواند نادرست باشد. من بسیار دور می بینم که تاریخ، به خاتمی و عملکرد او تا امروز،چنین جایگاهی ببخشد.
نویسنده:  آقای نیک نژاد
با درود به جناب بهشتی
پیش از هرچیز باید بگویم که از نوشته های شما،با عنوان (ب مثل بازجویی) بهره مند می شوم، امیدوارم که ادامه پیدا کنند.
اما گفته ی شما درباره ی خاتمی و دیدگاه جناب بهلولی مرا به یاد خاطره ای انداخت که در نوشته ای دیگر نیز آن را به یاد آورده بودم.اکنون نیز شاید یادآوری آن بیجا نباشد.
در روزهای پیش ازآغاز رسمی انتخابات مجلس که اصلاح طلبان، خاتمی را برای مدیریت ستاد انتخابات خود بر گزیده بودند.مسئول ستاد فرهنگان اصلاح طلب- کمیجانی- از تشکل های فرهنگیان خواسته بود که با خاتمی دیداری داشته باشند. شما نیز پس از مشورت با دوستان و قرارهایی با کمیجانی،همراه شماری از دوستان کانون -از جمله من- به دیدار خاتمی رفتیم.در این دیدار همچنان که رسم چنین نشست هایی است،بیشتر فرهنگیان دعوت شده شروع به ستایش از خاتمی و دولت اش کردند.نوبت به شما که رسید، پس از گفتن اینکه"دوستان همه خوبی های شما را گفتند و بخش گله ها را به من سپرده اند" شروع به گله از خاتمی کردید.از برخوردهای امنیتی با فرهنگیان در گردهمایی های جلو مجلس و نهاد ریاست جمهوری، جلو گیری از ارائه ی قانون خدمات کشوری تا آخرین روز ریاست جمهوری،عدم حمایت درست و محکم از نهال هایی به نام نهاد های مدنی و برخورد های بازجویان در هنگام بازداشت و... سخن گفتید. من و دیگر فرهنگیان شگفت زده به سخنان شما گوش می کردیم. در این میان سخنان دلیرانه ی خانم نقی ئی- از سازمان معلمان- نیزکه بر عذرخواهی خاتمی برای کتک زدن معلمان در زمان ریاست جمهوری او پافشاری می کرد، فراموش نشدنی است. در پایان نشست خاتمی بطور ویژه به سوی شما آمد وبرای دلجویی ، شما را بوسید. در این نشست بسیاری از کنشگران صنفی حضور داشتند و می توانند درباره ی آن، دیدگاه های خود را بگویند.
اما درباره ی خاتمی: دولت او زمانی آغاز به کار کرد که زمینه ی درخور برای تغیر پدید آمده بود- چه داخلی و چه خارجی- تغیر و اصلاح او در آموزش و پرورش با وزارت مظفر،نخستین ضربه را به سامانه ی آموزشی وارد کرد.مظفر گامی بلند به پس بود-حتی نسبت به دولت سازندگی- نگاه ایدئولوژیک مظفر،سامانه ی آموزشی را بیش از گذشته واپسگرا وناکارآمد نموده و در همان آغاز کار بسیاری را از دگرگونی در آموزش و پرورش ناامید نمود.حاجی نیزپیشینه ای در و شناخت درستی از نهاد های آموزشی نداشت – وشاید بیگانه تر از مظفر بود – حاجی وزیر سیاسی دولت اصلاحات بود که از همان نخستین روزها، حساسیت هایی در حاکمیت پدید آورد. در زمان وزارت او اصلاحاتی شروع شد که بدون زمینه های درخور و دگرگونی در ساختار آموزش و پرورش بود. ساختار نو،نیازمند اندیشه ی نو است و اندیشه ی به روز، نیاز به انسان های به روز دارد. ساختار ناکارآمد آموزش در ایران با تغیر دولت ها تغیر نکرده است ،زیرا مدیران بالای هرم همواره ماندنی بوده ، بنابراین روش ها و اندیشه ها راکد و ناکارآمد مانده است. دولت اصلاحات و به دنبال آن سامانه ی آموزشی اش دارای فلسفه ای درست و هم بسته درباره ی تغیرات نداشت و به همین خاطر بسیار سردرگم وآشفته وبدون راه کار،هشت سال را پشت سر گذاشت و مردم نا امید ازخاتمی را در آغوش دولتی انداخت که نگاهی ابزاری تر و ایدئولوژیک تر نسبت به آموزش و پرورش داشت. شاید دردوران دولت اصلاحات، نهاد سازی انجام گرفت و نهادهای مدنی – اجتماعی،صنفی،سیاسی و...- پایه گزاری شد، اما راهکار پاسداری از این نهادها پیش بینی نشد و دیدیم که این نهال های شکننده و ناتوان با یک یورش از ریشه کنده شدند. از نگاه بنده نیز آموزش و پرورش دولت اصلاحات کارنامه ای درخور نداشته است و امیدوارم روزی در بستری مناسب بتوان تحلیل ژرفتری در این باره انجام پذیرد.
تندرست و دل شاد باشید
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در یکشنبه سوم بهمن 1389 و ساعت 22:6 |

النجاه فی الصدق                                    جلسه سیزدهم

- شمادردور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد صراحتا از کروبی ومیرحسین حمایت کردید . یعنی به نام کانون های به اصطلاح صنفی بیانیه دادید و از معلمان خواستید که به این دو رای دهند با این وصف چطور ادعای صنفی بودن می کنید .

انتخابات اخیر ریاست جمهوری می توانست انتخابات نهادهای مدنی و فعالان اجتماعی قلمداد شود چرا که اکثر قریب به اتفاق نهادهای مدنی دراین انتخابات فعال شدند و سعی کردند درسرنوشت انتخابات تاثیر گذار باشند . کانون های صنفی هم نمی توانستند نسبت به سرنوشت خود وجامعه ی معلمان بی تفاوت باشند لذا تصمیم به حضور فعال درانتخابات گرفتند تا از یک طرف به حمایت از کاندیدایی که تصور می کردند می تواند برای اعتلای صنف موثر باشد حمایت کنند و از طرف دیگر نسبت به برخوردهایی که طی چهار سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد با نهادهای مدنی به ویژه تشکل های صنفی معلمان صورت گرفته بود اعتراض کنند و می خواستند به نوعی این اعتراض خود را باصدای بلند اعلام کنند .

- آیا حمایت از کروبی و موسوی که اتفاقا هردوی آن ها از یک جناح بودند دلیل آشکاری برسیاسی شدن کانون ها نیست .

کانون های صنفی در این انتخابات ابتکار جالبی به خرج دادند آن ها با تهیه ی میثاق نامه ای و ارسال آن برای کاندیداها ابتدا از آن ها تعهد گرفتند تا درصورت پیروزی درانتخابات معلمان رافراموش نکنندکه البته تنها دونفر از کاندیداها حاضر به امضای این میثاق نامه شدند لذا کانون ها با همان مشی صنفی از کاندیداهایی که نسبت به خواسته های معلمان و تشکل های صنفی متعهد شده بودند حمایت کردند که به نظر من این حمایت هیچ مغایرتی با مشی صنفی کانون ها ندارد .

- اما قاطبه ی معلمان با رای دادن به آقای احمدی نژاد ثابت کردند که شما را نماینده ی خود نمی دانند و عملا مخالفت خود را با ادعاهای فریبکارانه ی شما اعلام کردند.

وظیفه ی صنف آگاهی بخشی به معلمان بوده وهست . مانمی توانستیم نسبت به آن چه طی سال های گذشته بر سرفعالان صنفی و تشکل ها آمده بی تفاوت باشیم در ضمن استفاده از فضای باز روزهای انتخابات  یک ضرورت برای تشکل هایی بود که مدت ها از این فرصت که دور هم جمع شوند و حتی دیداری دوستانه باهم داشته باشند محروم بودند .

- در حال حاضر باتوجه به فعالیت هایی که در ایام انتخابات داشته اید چه تفاوتی با تشکل های سیاسی مثل سازمان معلمان  دارید آیا جز این است که هدف شما در استفاده از پسوند صنفی اغفال و فریب معلمان است .

سازمان معلمان مرامنامه دارد وطبق مرامنامه جهت گیری سیاسی خود را از قبل مشخص کرده و قائدتا باید نسبت به حزب و جناح خود وفادار باشد . به همین دلیل هم در دوره ی آقای حاجی در انتقاد از همفکران حاکم خود بسیار محتاط عمل می کردند البته در اواخر دوره ی آقای خاتمی سازمانی ها  روش های خود راتعدیل کردند   اما کانون ها ی صنفی هرگز چنین قیودی نداشته اند و به همین دلیل هم چه در دوره ی آقای خاتمی و چه در سال های اخیر همواره مورد غضب مسوولان کشور قرار داشتند و آسیب هایی که در هردو دوره متوجه کانون ها شد دلیل روشنی بر استقلال کانون ها از ابتدا تاکنون بوده است .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در چهارشنبه بیست و نهم دی 1389 و ساعت 23:13 |

جوانی که با خودسوزی تونس را منقلب کرد

"محمد البوعزیزی" 26 ساله که به رغم داشتن مدرک تحصیلی، ناگزیر از راه دستفروشی کسب درآمد می کرد، حدود یک ماه پیش در شهر "سیدی بوزید" دست به خودسوزی زد.

جوانی که با خودسوزی انقلاب تونس را راه انداخت/عکس


به گزارش برنا خودسوزی این جوان تونسی که به مرگ وی منجر شد، باعث گردید دوستان و نزدیکان وی دست به اعتراض و تظاهرات بزنند. اعتراض و تظاهرات آنان هم به درگیری با نیروهای پلیس و ضد شورش و کشته شدن تعدادی دیگر منجر شد. این درگیری ها همین طور ادامه یافت و حدود یک ماه به طول انجامید.

این اعتراضات در نهایت به سقوط دولت تونس و فرار "زین العابدین بن علی" رئیس جمهور این کشور منجر شد.


.

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 و ساعت 8:6 |

النجاه فی الصدق                                     جلسه دوازدهم

- شما با سوء استفاده ازعنوان کانون های صنفی به منظور فریب مردم عملا مشی سیاسی داشته اید که به عنوان نمونه از همایش سه روزه به منظور حمایت از کاندیدایی خاص در دوره ی هشتم انتخابات ریاست جمهوری می توان نام برد چه توضیحی دارید .

به نظر من کانون های صنفی معلمان تنها تشکل هایی هستند که طی سالیان اخیر در جامعه ی فرهنگیان فعالیت داشتند اما هرگز به اغراض سیاسی آلوده نشدند و یا از جریان سیاسی خاصی حمایت نکردند .

- رایزنی باکاندیداهای ریاست جمهوری در انتخابات دوره ی هشتم را چگونه توجیه می کنید آیا آن را از مصادیق فعالیت های جناحی و سیاسی نمی دانید .

خیر ، کانون های صنفی با زیرکی تمام از فضای انتخابات به نفع گسترش تشکیلات خود استفاده کردند واین درحالی بود که پس از مدت ها محدودیت و ممنوعیت فعالیت توانسته بودند یک بار دیگر دور هم جمع شوند وبه بررسی مسائل معلمان بپردازند بدون این که کوچکترین امتیازی به هیچ یک از کاندیداها بدهند ویااجازه دهند کاندیداها از همایش تشکل ها به نفع اهداف انتخاباتی خود بهره برداری نمایند .

- چرا در این همایش از نمایندگان برخی جناح ها دعوت نشده بود آیا این عمل خود را طرفداری از جناحی خاص قلمداد نمی کنید .

ما برای برگزاری این همایش از همه ی کاندیداها یا نمایندگانشان دعوت کرده بودیم از آقای معین گرفته تا هاشمی و قالیباف ولاریجانی و کروبی، به هیچ وجه کاندیداهای خاص دعوت نشده بودند . اما آقای احمدی نژاد تنها کاندیدایی بود که نه خود در این همایش حاضر شد ونه کسی را برای حضور در این همایش فرستاد . البته ایشان از همان ابتدا اعلام کرده بود که اعتقادی به احزاب و تشکل ها ندارد وترجیح می دهد مستقیما با مردم سخن بگوید .

- اماشما اندکی بعد از پیروزی ایشان درانتخابات باایشان ملاقات داشته اید واین درحالی است که آقای خاتمی هرگز طی 8سال دوران ریاست جمهوری خود حاضر به ملاقات باشمانشده است .

این که آقای خاتمی در دودوره ی ریاست جمهوری خود حتی یک بار باتشکل های صنفی معلمان دیدار نداشته از اشتباهات ایشان بوده که خود ایشان نیز بعدها به این اشتباه اعتراف کرده است اما ملاقات باآقای احمدی نژاد هم تحت عنوان کانون های صنفی یا شورای هماهنگی صورت نگرفته است بلکه بانی این دیدار یکی از اعضای هیات مدیره ی کانون تهران ( آقای قشقاوی ) بود که به دلیل ارتباط بافرزند ایشان توانست مقدمات این ملاقات را فراهم نماید .

- حمایت خود از آقای نجفی و کاندیداهای اصلاح طلب را چگونه توجیه می کنید آیا آن راهم سیاسی نمی دانید .

انتخابات شوراها در زمانی برگزار شد که کشور کاملا به سمت تک قطبی شدن پیش می رفت . مجلس ودولت در دست اصولگرایان بود من همانگونه که در مصاحبه با ویژه نامه ی اصلاح طلبان به صراحت گفته ام به منظور خروج جامعه از تک قطبی و تک صدایی معتقد به حضور اصلاح طلبان وحمایت از آنان بودم . آقای نجفی فردی خوشنام در بین معلمان بوده وهست و حمایت از ایشان را حمایت از آرمان های فرهنگیان می دانستم . در ضمن همان گونه که قبلا هم گفته ام من به عنوان بهشتی لنگرودی وارد بحث انتخابات شده بودم  نه به نام کانون تهران یا شهرستان ها قبل از من نیز بسیاری از فعالان کانون ها در شهرهای مختلف از کاندیداهای مورد نظرشان  به صورت شخصی حمایت کرده بودند واین موضوع هیچ منافاتی بااستقلال کانون ها و حفظ موقعیت صنفی آن ها ندارد .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در شنبه بیست و پنجم دی 1389 و ساعت 21:51 |

بنا بر گفته مهدی بهلولی ، " رای دادگاه تجدیدنظر رسول بداقی،آموزگار و عضو هیآت مدیره ی کانون صنفی معلمان اعلام گردید. بر پایه ی این حکم،که تآیید حکم دادگاه اولیه است،بداقی به 6 سال زندان و 5 سال محرومیت از فعالیت های اجتماعی محکوم شده است. دادگاه،درون مایه ی اعتراض و دفاع مسعود شفیعی،وکیل بداقی،را وارد ندانسته و حکم نخستین را تایید نموده است. یک سال از زندان او به جرم تبلیغ علیه نظام و5 سال دیگر به جرم تبانی و تجمع غیر قانونی صادر شده است. گفتنی است که رسول بداقی از تاریخ 10/6/88 تاکنون در زندان بسر می برد و حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است. "


پیشتر ، نبی الله باستان ، از فعالان صنفی و  دبیر ادبیات دبیرستان های فارسان استان کهکیلویه ومعاونت پرورشی دبیرستان ولایت فقیه در این شهر، برای گذراندن یک سال زندان، به زندان مرکزی استان، یعنی فرخ شهردر5 کیلو متری شهرکرد برده شد.

همچنین  توفیق مرتضی پور ، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تبریز نیز در حکم بدوی به 91 روز حبس تعزیری و دوسال حبس تعلیقی محکوم شده است  .
در حال حاضر ،  محمد داوری مسئول آموزش و اطلاع رسانی سازمان معلمان ایران و یکی از چهار روزنامه نگار برگزیده جهان نیز در حال گذراندن محکومیت خود یعنی 5 سال حبس تعزیری است ؛ علی رغم صدور حکم نهایی از حق مرخصی ایشان ممانعت شده است .
 هاشم خواستار معلم بازنشسته خراسانی و از فعالان تشکل ها نیز بدون صدور حکم نهایی در زندان به سر می برد .
 عبدالله مومنی نیز در حال حال حاضر در زندان به سر می برد .
 علی رضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران ،  علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ، محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ، اسماعیل عبدی و محمود باقری و مختار اسدی نیز از فعالان صنفی معلمان در انتظار برگزاری دادگاه خویش هستند .
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه بیست و چهارم دی 1389 و ساعت 8:51 |

النجاه فی الصدق                               جلسه یازدهم

- شماباکدامیک از گروه های سیاسی خارج ازکشور ارتباط داشته اید واین ارتباط درچه سطحی بوده است .

من باهیچ فرد یاگروهی درخارج ازکشور ارتباط نداشته ام .

- انکارفایده ای ندارد مابه اندازه ی کافی دراین زمینه اطلاعات داریم . متن مکالمات شما موجود است دوستان شمانیز به این ارتباطات اعتراف کرده اند .لطفا صریحا توضیح دهید .

من چگونه می توانم درباره ی چیزی که نبوده توضیح دهم  .من هیچ گونه ارتباطی با هیچ فرد یا گروهی جزدرقالب مصاحبه با خبرگزاری ها یا شبکه های خبری مطرح نداشته ام .

- بیخود طفره نروید ما همه چیز را می دانیم  اما می خواهیم صداقت شما را محک بزنیم بهتر است صادق باشید تا از جرمتان کاسته شود .

وقتی جرمی مرتکب نشده ام به چه چیزی اعتراف کنم . اگر موردی هست خودتان اعلام کنید .

- آیا ارتباط با آقای شهرام صولتی را انکار می کنید .آیا ایشان از اعضای گروهک نفاق نیست .

فردی که شمااز او نام برده اید احتمالا شهرام سهیلی نام دارد .او فقط یک بار تحت عنوان سایت خبری شیراز با من تماس گرفت و در مورد تجمعی که در مقابل مجلس برگزار شده بود سوالاتی پرسید که پاسخش قبلا دراکثر روزنامه های داخلی منعکس شده بود . البته بعد از مدتی نیروهای امنیتی نسبت به ماهیت این فرد توضیحات و هشدارهایی دادند که من هم عینا به اعضای هیات مدیره منتقل کردم و از آن ها خواستم که با دیده ی تردید به این فرد نگاه کنند و از پاسخ دادن به تماس های تلفنی او خودداری کنند .خود من هم از آن پس هرگز به تماس های او پاسخ ندادم .

 - حضور بعضی از هواداران گروهک نفاق را که به منظور ارسال خبر به خارج از کشور درجلسات شما شرکت می کردند چگونه توجیه می کنید .

منظورتان رانمی فهمم .

خودتان را به ... نزنید  آیا آقای .... که از هواداران گروهک نفاق است و خود نیز به این امر اعتراف کرده درجلسات شما شرکت نمی کرده است .

کانون دفتر و تشکیلات خاصی ندارد . جلسات آن هم به صورت علنی و اکثرا درپارک ها و فضای باز برگزار می گردد . حضور افراد مختلف در این جلسات آزاد است معیار ما برای سلامت افراد و اعتماد به آن ها معلم بودن آن هاست . وقتی که نظام به کسی اعتماد کرده و تربیت بچه های مردم را به او سپرده . چرا و چگونه ما نسبت به سلامت او تردید داشته باشیم در ضمن فرد مذکور حداکثر دو یا سه جلسه در جلسات هفتگی کانون تهران شرکت داشته است اگر این موضوع از مصادیق ارتباط با شبکه ی نفاق یا بیگانه است پس حضور این گونه افراد در تجمعاتی مثل نماز جمعه یا نهادهایی مثل ریاست جمهوری و غیره را نیز می بایست از مصادیق ارتباط این نهادها با بیگانگان قلمداد نمود . 

حضور آقای ....که از اعضای هیات مدیره ی کانون تهران است را چگونه توجیه می کنید ایشان اعتراف کرده که از هواداران گروهک نفاق است و برای آن ها ایمیل می فرستاده است .

من بارها به حضور ایشان در جلسات هیات مدیره اعتراض کرده ام و اعضای هیات مدیره نیز رای به اخراج ایشان از هیات مدیره داده اند .اما ایشان بعد از مدتی که از  طرف هیات مدیره مطرود شد با این توجیه که ارتباطش مربوط به سال های قبل بوده و درحال حاضر ایشان هیچ گونه ارتباطی با این گروهک ندارد دوباره وارد هیات مدیره شد اما هرگز به او میدان داده نشد . در ضمن سووال من این است که اگر ادعای شما صحیح می باشد و ایشان با گروهک نفاق ارتباط دارد چرا او راست راست در خیابان قدم می زند و من در اینجا باید به اتهام ارتبط باایشان در انفرادی به سر ببرم .

- پس اقرار می کنید که کانون تهران با گروهک نفاق ارتباط داشته است .

به هیچ وجه . اکثریت قریب به اتفاق اعضای کانون را نیرو های وفادار به قانون اساسی و آرمان های انقلاب تشکیل می دهند من مطئن هستم که در جلسات هفتگی کانون مرتبطین با وزارت اطلاعات هم حضور دارند آیااین امر دلیل بر وابستگی کانون به اطلاعات است .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در سه شنبه بیست و یکم دی 1389 و ساعت 9:31 |
النجاه فی الصدق                                جلسه دهم

-ماجرای ارتباط گروهک سلطنت طلب باشگاه مهرگان راباخود شرح دهید .

باشگاه مهرگان همان تشکلی است که درجریان تجمعان دهه ی ۴۰ با رهبریت محمددرخشش حرکت اعتراضی معلمان راهدایت می کرد ونتیجه ی این تجمعات شهادت دکتر خانعلی درمیدان بهارستان ومتعاقب آن وزارت آقای درخشش بوده است . دریکی از شب های سال ۸۳ فردکهنسالی که خود را از اعضای فعال این تشکل معرفی می کرد با منزل ماتماس گرفت و ضمن اشاره به حمایت هایی که باشگاه مهرگان ازحرکت اعتراضی معلمان ایران درسال ۸۱ داشته است از من خواست شماره ی نمابر کانون رادراختیارش قرار دهم تا گزارشی از این اقدامات برایم ارسال کند . به اوگفتم که کانون دفتر یانمابر ندارد اگر مطلبی هست می تواند به همین شماره ( شماره منزل ) بفرستد . متعاقب آن تعدادی نوشته از طرف ایشان برایم ارسال شد که باتوجه به انگلیسی بودن متن چیزی از آن سردرنیاوردم . بعدها ُ یعنی بعد از دستگیری وآزادی ُ متن را برای ترجمه به بعضی دوستان مسلط به زبان انگلیسی نشان دادم . تماما نامه هایی بود که این باشگاه برای نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل فرستاده بود ونسبت به برخوردهایی که با معلمان طی اعتراضات سال ۸۱ صورت گرفته بود اعتراض شده بود . این نامه ها هیچ ارتباطی با فعالیت های کانون ها در سال های ۸۲ و۸۳ نداشت . اما متاسفانه نیروهای امنیتی تحت عنوان ارتباط بابیگانه نسبت به این عمل واکنش بسیار تندی نشان دادند ومدعی شدند که اگر ما به موقع عمل نمی کردیم و شمارادستگیر نمی کردیم ممکن بود ادامه ی این ارتباطات عواقب شومی برای کانون  به همراه داشته باشد .

- آیا عمل خودرا در این زمینه تایید می کنید .

باتجربه ای که ازحساسیت نیروهای امنیتی نسبت به این گونه ارتباطات کسب کرده ام از آن روز به بعد تلاش کرده و می کنم که از این گونه رفتارهای حساسیت برانگیز پرهیزکنم اما به هیچ وجه آن را از مصادیق ارتباط بابیگانه نمی دانم .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در یکشنبه نوزدهم دی 1389 و ساعت 23:37 |
- شما متهم هستید که با رسانه های بیگانه مصاحبه داشته اید در این رابطه چه توضیحی دارید .

هیات مدیره ی کانون مصاحبه باتمامی رسانه های داخلی وخارجی به جز مجاهدین (منافقین ) ورادیواسرائیل را مجاز و جزء وظیفه ی سخنگوشمرده است . من مطابق مصوبه ی هیات مدیره عمل کرده ام .

آیا قبول دارید که مصاحبه با این گونه رسانه ها از مصادیق ارتباط با بیگانه است .

خیر رسانه رسانه است وهیچ قانونی که دلالت برغیرقانونی بودن مصاحبه با رسانه های خارجی باشد وجود ندارد اما درمحتوای مصاحبه ها باید دقت نمود تا مورد سوء استفاده ی دشمنان قرار نگیرد . طبق قانون اساسی تمامی آحاد ملت باهم برابرند . لذا اگر مصاحبه با رسانه های آمریکایی یا انگلیسی از مصادیق ارتباط بابیگانه باشد پس رییس جمهور هم دربسیاری موارد مرتکب این عمل مجرمانه شده است .

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در یکشنبه نوزدهم دی 1389 و ساعت 23:31 |